معلم سه شنبه 1 تیر 1395 12:31 ق.ظ نظرات ()


http://media.jamnews.ir/medium1/1394/04/01/IMG09082494.jpg

مادرم بهش گفت:

این دختر صبح ها که از خواب بلند میشه در فاصله ای که دستش را شسته و مسواک می زنه یه نفر تختش رو مرتب می کنه لیوان شیر رو جلوی در اتاقش میاره و براش قهوه آماده می کنه شما می تونید چنین کاری کنید؟

مصطفی که خیلی آروم نشسته بود و به حرفای مادرم گوش می داد ،

گفت: من نمی توانم برای دخترتان مستخدم بگیرم ولی قول می دهم تا زنده ام ، وقتی بیدار شد تختش را مرتب کنم و لیوان شیر و قهوه را برایش آماده کنم

تا وقتی شهید شد این کار رو می کرد خودش قهوه نمی خورد.

اما چون می دانست ما لبنانی ها به قهوه خوردن عادت داریم ، درست می کرد وقتی هم منعش می کردم ،

می گفت: " من به مادرتان قول دادم تا زنده ام این کار رو برای شما انجام بدهم"

کتاب نیمه پنهان ماه

(به روایت همسر شهید مصطفی چمران)